alt text
احسان شریعتی
فیلسوف ایرانی

همین حالا با من تماس بگیرید



 

شبکه‌های اجتماعی

بستن


پیام‌های ارسالی

1 2 3 4 5  ... 

20 آذر 1401

آغاز اعدام ها همزمان با روز حقوق بشر !

« وگر تو می‌ندهی داد روز دادی هست!»

«هر کس جانی را بستاند که مرتکب کشتن یا تبهکاری در زمین نشده، گویى همه‌ی مردم را یک جا کشته است و هر کس انسانى را از مرگ رهایی بخشد، گویى همه مردم را با هم زنده ساخته است.» (قرآن، 5، 32)
* بنی آدم اعضای یکدیگرند...

جهت ثبت نظر و مشاهد کامل مطلب به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید..


ادامه مطلب
16 آذر 1401

«مسئله»‌ی روز دانشجو چه بود و چیست؟

مسئله‌ی ویژه‌ی 16 آذر 1332، «روز دانشجو» و نماد جنبش دانشجویی، تجاوز نیروی نظامی به حریم دانشگاه و پایمال شدن اصل استقلال نهاد آگاهی، فرهنگ، و آموزش بود. این‌که دانشگاه در دفاع از اصل استقلال و آزادی کشور در ماه‌های پس از کودتای انگلیسی-آمریکایی، علیه دولت ملی و مردمی مصدق، همچنان مقاومت می‌کرد، به یمن استقلال نسبی نهاد دانشگاه بود که از جمله، پیش‌تر در مجلس چهاردهم (بهمن 1323) به پیشنهاد دکتر مصدق، با تصویب تبصره‌ی استقلال عملکرد مالی دانشگاه، خروج دانشگاه از سیطره‌ی به تعبیر او «مفتش وزارت دارایی»، تا حدودی فراهم آمده بود.

جهت ثبت نظر و مشاهد کامل مطلب به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید..


ادامه مطلب
3 آذر 1401

شورش‌اندیشی (2)

من برمی‌شورم پس ما هستیم !
-آلبر کامو
 
همزمان با «روز جهانی فلسفه»
هنگامی‌ که با مشاهده‌ی ستم «منقلب» می‌شویم و به اعتراض برمی‌خیزیم، در واقع، خواستار تغییر-و-تحولی در زندگی هستیم و در برابر وضع آشفته‌ی‌ موجود و بی‌نظمی مسلط و «عبث» شیوه‌ی زیستمان در جهانی بی‌معنا برمی‌آشوبیم. این منقلب شدن یا شورش(révolte) طبیعی است و به دنبال کسب وحدت‌ زندگی متناقض و متلاشی‌شده است. هنگامی‌ که «من» در دفاع از آزادی و حق خویش برمی‌شورم، در ضمن این تلاش در می‌یابم که مورد من مورد دیگران و همه‌ی ما ست. و در این برآشفتن هر فرد برسازنده‌ی «ما» می‌شود و بدینسان همگی ما در حرکت مشترکمان به بودن خویش و سرشت و سرنوشتمان آگاهی و وقوف می‌یابیم. پس من و ما نه با صرف اندیشیدن به شیوه‌ی دکارتی، در خلوت فروبسته‌ی خود، که در «منقلب» شدن و برشوریدن علیه عبث زیست موجود از خود فرامی‌گذریم و به زندگی مشترک جامعه جهت و معنا می‌بخشیم. این منقلب شدن مشروع و طبیعی اما، نزد کامو، هنوز با «انقلاب کردن »(révolution) بر اساس ایده وعقیده‌ها برای «تغییر جهان»(مارکس) و استقرار «دولتی» نوین و حکومتی دیگر متفاوت است زیرا هدف انقلاب تسخیر تمامیت جهان و تغییر آن است.
جنبش اعتراضی که در جامعه‌ی ما از پی مرگ‌های فجیع جان‌های پاک و معصوم (به‌ویژه از میان زنان جوان)، و به‌ویژه در میان جوانان علیه بی‌عدالتی‌ها برخاسته است، تمامی مشخصات یک شورش یا قیام برای جستجوی یافتن معنایی تازه برای مفاهیم کهن زیستن شایسته در آزادی، عدالت و توسعه و تعالی‌ای دیگر را داراست. با درس‌آموزی از تجربه‌های نهضت‌های «اصلاحی» گذشته (که به تعبیر کامویی «تغییر شیوه‌ی تملک قدرت بدون تغییر حکومت» بود) و دو انقلاب‌ پیشین ایرانی و بويژه سرنوشت «بهار عربی»، در خطر انحراف از «منقلب» شدن است به «انقلاب» کردن (رولوسیون به معنای «چرخش و دور زدن کامل بر گرد و مدار خویش» و گشت منفی مفهوم انقلاب، مثلا در قاموس قرآنی که مترادف با ارتجاع و واپس‌گرایی است و یا خشونت نوجو و اقتدارگرای تمام‌خواه، نزد کامو یا آرنت).

جهت ثبت نظر و مشاهد کامل مطلب به قسمت ادامه مطلب مراجعه نمایید..


ادامه مطلب

1 2 3 4 5  ...